کبوتر با کبوتر باز با باز
تو را می خوانم آری با تو هستم
تو که چشمی پر از احساس داری
نگاهت مهربان با دیگران است
به من که میرسی وسواس داری
**
تو میگفتی خدا تنها یکی و
تو هم در قلب من دردانه ام باش
شبیه چلچراغ آرزو ها
برای من عروس خانه ام باش
**
تو میگفتی که نا مردم اگر که
دلم را بر کس دیگر ببندم
حرامم باد شیرینی لبهات
اگر بردیگری جز تو بخندم
**
من خوش باور ساده چه آسان
به تو امید بستم بی بهانه
شدی تو شاه بیت شعرهایم
سرودم از تو یک دنیا ترانه
**
چه شد فیلت به یاد هند افتاد
خداحافظ نگفته دل بریدی
ببینم کیس دیگر جور کردی
که از من بی تفاوت پس کشیدی
**
نگاهت را کدامین چشم دزدید
چراغ سبز که از ره به در کرد
تو را که این همه بلبل زبانی
زبان چرب که آسیمه سر کرد
**
گمانت عاشقم کردی ورفتی
دوباره منتت را می کشم باز
برو خوش باش فهمیدم که باید
کبوتر با کبوتر باز با باز