اگر چه بین من وتو هنوز دیوار است

بروز عشق ومحبت اگر چه دشوار است

به رقم این همه سعی من وتو در رویش

زمانه سرد وزمین یخی علفزار است

اگر چه چوب زمانه به چرخ ما خورده

و غربت من وتو غربت دل آزار است

اگر چه غیر دروغ  وریا نمی بینم

مدام آینه های نگاهمان تار است

ولی هنوز پرنده در آسمان جاریست

بدان برای رسیدن بهانه بسیار است

همین که عاشق هم مانده ایم در غربت

همین که قلب من وتو به هم گرفتار است

همین که آتش خیس نگاه تو بر من

کشیده شعله به جانم که داغ وتب دار است

بهانه ایست برای من وتو تا هر روز

من وتو را برساند به عشق ناچاراست

سکوت خسته دنیا پر است از "فریاد"

اگر چه بغض گلوگیر شد تهی از داد