شرمنده شرمنده شرمنده ،هزارتا شرمنده
سلام دوستای نازنین به خدا شرمنده ام ،می دونم دلخورید حق دارید .ولی باور کنید اولا سیستمم مریض بود تو بیمارستان تحت عمل جراحی بود .بعدشم سرم خیلی شلوغ بود کلی کار داشتم . ولی دلم براتون اندازه کله یه مورچه قرمز کوچلو که اونم له شده باشه براتون تنگ شده بود .تا به حال یه هندونه له شده تو خیابون دیدید اونجوری داغونتونم. می بخشید دیگه مگه نه؟
بس است مرا کم از سر خود واکن
بیهوده به هر بهانه هی دعوا کن
اینگونه نبین که عاشق ورام توام
از بازی با شیرو دمش پروا کن
فریاد![]()
یک لبخند تو کافی بود
تا از پای درآیم
این همه لشکر کشی برای چیست نازنین؟
فریاد![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 13:20 توسط فریاد
|