سپید ها

روي چادرسياه شب 
بافتم رويا به وريا/ رج به رج
به شكل ماه و ستاره 
سرم كشيدم / زدم به دل خواب
به تو كه رسيدم / با يك آسمان آرزو/ اطراق كردم
راستي ! 

خدا كند كه نور خورشيد/ رنگ چادرم را سپيد نكند !

********************

مثل سوزن تيز و تلخي 
بي اعتنا به تیزی ات / نخ مي شوم و ميدوزم
لحاف چهل تكه ي عشق را ! . . .
*************************

سياه تر از تاريكم / نگاه كه مي كني 
آفتاب مي شوم ! . . .

**************

يادت هست مي گفتي

چقدر شبيه ماهم / و تو شبيه ستاره
حالا كه دنباله دارشدي/ يادت رفته از من نور
میگرفتي ؟ !


بیا به شعر

بيا به آيـــنه هــا ، چـــشــم هـــاي باراني          بيا به خــانه ي ويـــران عــشق مهــماني

بيا كه ســبزه بـــرويد به زيـــرهــرقـــدمت          بيا كه خــشك شــدم درشــن بــيــــاباني 

بياكه شـــانه ي امــنت پــناه مــن باشـــد          كنون كه ميرود عشقم به سـمت ويراني  

بدون عــشــق ، توهم مثل من چو پروانه          درون پــيـله ي پــنهان خــويــش پــنهاني

تو هم به شعــرسكــوتت شـدي درآئينــه          درون غــربت سنــگين خــويــش زنــداني 

بيا درآيــنه تا در شـب شكـــسته شـــدن          هــزاربـــــارشـــب شـــعـــــــررا بــتـابــاني


goodbylave

شعر- طرح

چـقــدرفاصـــله مانــده ميــان من و پريدن

ميان ابرومه وشب كجاست مرزرسيدن ؟

خيال خام پــريدن درعـشق و خوشبختي

چو آفتــاب شكــستن ســياه شــد درمن

تمام پنجــره هاي دلـم هـمه بسته است

ندارد عشـق و محـبت بســوي من روزن

درون ابـر حـــوادث مــــچــالــه مي گـردم 

مـــــرا جــدا مكــنــيد  ازتــــگرگ بـــاريــدن

نـــگاه من پـــر( فــريـــاد) درصـــدا مـــرده  

وجنس بغـض فرودخورده ي دلم نشكن

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

دستهايت چه حريصانه ميان گيسوان تاريكم كندوكاو ميكنند
امروز زودتربه خانه برگرد
با شانه ي مرموزشب
آنها را شانه زده ام
راستي خوب كه بگردي
سنجاق جواهرنشان ماه را پيدا خواهي كرد .


&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
سايه درازعقربه ها
روي سرنوشت گنگ من درنوسان بود
ميآمد و ميرفت
تكرارهمان قصه ي قديمي
دراين چرخش بي وقفه من كم ميشدم اززندگي

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
زخم كهنه ي شب رو به سياهي مي رفت
دست شفاي خداوند
قرص ماه را تجويزكرد
حتمأ فردا سپيد ترازسحربرخواهد خاست



به نام پروردگاربزرگ عشق

 کلیلک ؛ کلیک ؛ کلیک!

بعد ازمدتها تنفس مصنوعی با این موش واره کوچک و شوک هایی قوی دراین فضای نامحدود ارتباط ، دراین روزگارآلوده ی غربت زده ، جان گرفتم با نفس هایی کوتاه ؛ اما سرشارزندگی . آمده ام ازپشت فریادهای بی صدایی که خشم را ، عشق را و سادگی و صداقت را به نطفه نشسته اند ، و انتظارمیکشم تا زندگی را آغازکنم دراین زیست گاه الکتریکی پرازمدارو این پل ارتباطی لبریزازترافیک احساس میان من و شما.خوب که بگردید مرامی یابید . برسردرکاشانه ی جدیدم عنوان سای لنت فریاد حک شده است . این کاشانه کوچک است ؛ اما مملو ازدل بزرگی که جزبه محبت و دوست داشتن نمی اندیشد . ازدیوارهای سیاه آن نهراسید . چشم های گشوده ای است رو به خورشید عطوفت شما . سربی سامانی است که شانه های مهربان و امن شما را می طلبد . با حرفهایی شاید ازجنس گلایه . 
  به خنده ها و گریه هایم گوش کنید ؛ شاید ازپشت اینهمه سکوت بلوری ترک خورده که نسبتش به فریاد میرسد ، همدیگررا یافتیم . پس بال بگشائید تا بال های خسته ی من نیزشوق پروازی را دراین آسمان ابری تجربه کند . 
  به امید
اینکه دست هایم ازپس اینهمه سخت افزاربی احساس به نرم افزارهای گرمی دست شما به برسد . 
حیفه پرنده باشی و بال و پرتو وا نشه  
این همه تو ، این همه من ، حیفه بمیره ما نشه 



&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

قرارداشتیم ؛ نیامدی
آنقدرایستادم تا سبزشدم 
حالا آمده ای که چه ؟ 
میخواهی زیرسایه ام بنشینی ؟ 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


راستی میگفتی
ما ازطبقه ی هم نیستیم 
تو بالایی و بزرگ 
قد یک بادکنک 
من پائینم و کوچک 
قد یک سوزن 

&&&&&&&&&&&&
چه خوب میشد 
مجلس تصویب میکرد
تا خط دیگری زیرخط فقربکشند 
شاید ما هم به حساب آمدیم !!!!!